اشعار کودکانه (12)
مادر خوب و نازم دلم برات تنگ شده
بی تو دیگه این روزها زندگی بی رنگ شده
بگو تو پشت ابرها چکار داری کجایی؟
چرا مثل همیشه کنارم نمیایی
بابا میگه که مامان رفته کنار خدا
من دلم میخواد که زودتر بیام اون بالا
مامان خوب و نازم دوست دارم همیشه
هیشکی توی دنیا برام مامان نمیشه
میام یه روز کنارت تا باهات بازی کنم
شاید بتونم امشب خدا رو راضی کنم
-----------------
يه خروس چاقو چله
نشسته روي پله
پراش چقدر قشنگه
قشنگو رنگارنگه
قوقولي قوقوش ، قوقولي قوقوش بلنده
بالهاشو هي وا ميكنه ميبنده
يه تاج داره رو كله اش
ناخن داره روپنچه اش
چشمهاي ريزي داره
ناخنهاي تيزي داره
خورشيد كه ميره تو خونه
خروسه دلش ميگيره
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


اشعار کودکانه (12)
